الشيخ لطف الله الصافي الگلپايگاني

107

نيايش در عرفات (فارسى)

اگر پسر آدم يك وادى از مال داشته باشد ، طلب وادى دوّم مىنمايد و اگر دو وادى داشته باشد ، وادى سوّم مىخواهد . كنايه از اينكه از جمع كردن مال سير نمىشود و حرصش تمام نمىشود و اگر چه با چند ميليون ثروت ، زندگى خود و فرزندانش - بر حسب حسابهاى عادى - تأمين شده است ميليونها و ميليونهاى ديگر مىخواهد و باز هم مىخواهد و مىطلبد . اين نتيجه غناى مالى است كه آرامش‌بخش نيست و هيچگاه در يك مرتبه‌اى از آن ، بشر احساس سيرى نمىكند و فقر و نيازش كماكان باقى است . غناى مقام و رياست هم به همين صورت است . البته غناى علمى نيز ظاهراً همين سير را دارد ولى واقعيت آن كشف فقر بيشتر و توجه به مجهولات زيادتر و حتّى مجهوليت بعض معلومات و پيچيدگى آنهاست . اين فقر بسيار مغتنم و احساس آن مقدمه سير علمى و كاوش و پژوهشهاى علمى است كه ما در آن فعلًا بحثى نداريم . بحث ما در غناى نفس است كه در اين دعا خواسته شده است و تا انسان به ان نرسيده باشد خود را نيازمند مىبيند و خود را به هر چيزى از كالاهاى دنيا مىفروشد و از ترس آنكه آنچه را از مال و مقام دارد از دست ندهد ، هميشه نگران است . او همه را در معرض فنا مىبيند ، يك سرقت ممكن است تمام ثروت او را به يغما ببرد و يك زبردست او را از جاه و مقام بيندازد و خلاصه غنا ، غنايى است كه با